nullفرزند انسان از لحظه‏‎ای که به دنیا می‏‎آید، در برابر دو محرک واکنش ترس نشان می‏‎دهد: یکی صدای بلند و دیگری افتادن.
در یک‎سالگی از چهره‏‎های غریبه می‎‏ترسد. در دو سالگی، ترس، بیشتر از صداها (صدای سیفون، جاروبرقی، فریاد بلند) است.
کودکان سه تا پنج‎ساله، از موجودات خیالی می‏‌ترسند. کودکان در این سن، جاندار پندارند؛ یعنی موجودات خیالی مثل هیولا، غول، دیو و مانند این‏‎ها را در ذهن خود تصور می‎‏کنند و حتی به آن‎‏ها جان می‎دهند؛ آن‎‏ها را واقعی می‏‎پندارند و می‏‎ترسند.
در سنین بالاتر، افزون بر ترس‏‎های دوران کودکی، ترس از تاریکی نیز شایع است که تا 12 و گاهی تا 14 سالگی نیز ادامه می‏‎یابد.

کودکان بین 2 تا 7 سال، حدود 4 تا 5 نوع ترس دارند که هر 5 ـ 4 روز یک بار خود را نشان می‏‎دهد. اگر از این حد بیشتر و ترس کودک طولانی شد، باید درمان شود و گرنه به «فوبی» تبدیل خواهد شد.

برخی والدین برای مصون‎ماندن کودکان از خطرها، آن‎ها را بیش از حد می‏‎ترسانند که نتیجه‏ خوبی ندارد.
کودکی که به شدت از آب و استخر ترسانده شود، به احتمال زیاد در آینده نیز به سمت استخر و دریا نمی‏‎رود و از شنا که ورزشی مفید است، محروم خواهد شد.
null

کودکی که به شدت از غریبه‏‎ها ترسانده می‏‎شود، به هیچ‎کسی اعتماد نخواهد کرد که این مطلوب نیست؛ افزون بر این که ترس از غریبه‎‏ها او را می‏‎آزارد.

هیچ‏‎گاه فرزندتان را از خدای بزرگ و مهربان به شدت نترسانید؛ چرا که تصویری نامطلوب در ذهن او نقش خواهد بست و خدای مهربان و رئوفی که در جای جای زندگی‎‏اش به او نیاز دارد، جایگاهش را از دست خواهد داد.

 آیا ترس کودکان به‎طور مطلق، مضر و زیان‎بار است؟

همان‎گونه که اضطراب مفید وجود دارد، ترس مفید نیز هست. لازم است کودک در سطح معینی ترس داشته باشد؛ برای مثال، خوب است تا حدی از غریبه‏‎ها بترسد تا به هر کسی اعتماد نکند، تا حدی از آب بترسد تا خود را داخل استخر نیندازد، از جاده و خیابان بترسد تا خطری برای خود ایجاد نکند، از خدای بزرگ بترسد تا گناه نکند و ... .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 14 شهریور 1396
تعداد بازدید: 16986 بار