مامان خوبم، بگذار بایستم. بگذار راه بروم. می‌افتم، اما باز بلند می‌شوم. دردم می‌گیرد، گریه می‌کنم، ولی راه رفتن را یاد می‌گیرم. نترس مامان! خودت هم این‎گونه راه رفتن را آموختی! پس بگذار خودم روی پای خودم بایستم و خودم راه بروم! نگو نه مامان!


بگذار خودم غذا بخورم! قاشق را به دست خودم بده! بریز و بپاش می‎کنم، لباس‎هایم کثیف می‎شود، ولی یاد می‎گیرم که خودم غذا بخورم. کنارم بنشین! مراقبم باش! نگاهم کن، ولی آرام و صبور باش! کمک کن ولی نگو نه مامان!
صابون را بگذار در دست خودم! لیف را به من بده تا خودم را بشویم! عیب ندارد! بدنم خیلی هم کثیف نیست. بگذار خودم خودم را بشویم. با من همراه شو! کمکم کن ولی نگو نه مامان!

بگذار بازی کنم! بگذار بجنگم! بگذار بزنم، کتک بخورم، بگذار برای بازی زندگی آماده شوم! باید بدانم چگونه مبارزه کنم. باید بر مشکلاتم پیروز شوم. نگران نباش! راهنمایی‎ام کن، اما نگو نه مامان!

به من اطمینان بده و مراقبم باش، اما نگو نه مامان!

راستی مامان! هیچ‎وقت شمردی که روزی چند بار به من می‌گویی: نه مامان؟!

منبع: سیادت، مریم. «نگو نه مامان!»، دوهفته نامه موفقیت، ش 117، ص 90

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 27 بهمن 1394
تعداد بازدید: 27831 بار