چند مدل جایزه  کوچک و بزرگ خریده بودم بلکه خانوم خانوما افتخار بدهند و به بهانه  جایزه گرفتن از جناب دستشویی‌خان مهربان ، منت به سر ما بگذارند و از پوشک دل بکنند!

گفتم دستشویی‌خان! یکی شخصیتی شده برای خودش که بیا و ببین! عضو جدید خانواده‌مان شده انگار! عجب شخصیتی هم دارد! عاقل، بخشنده و در عین حال قاطع! یعنی هر وقت دختر ما برود توی دستشویی، گلاب به رویتان،جیش کند، دستشویی می‌فهمد و به دخترم پاستیلی، بادکنکی چیزی جایزه می‌دهد که اگر روی فرش این اتفاق بیفتد، از جایزه خبری نیست! تازه برای کارهای-مجدداً گلاب به رویتان-مشکل‌تر(!) عروسک‌های مختلف می‌دهد که یعنی آفرین، نه، آفریییین! دیگر خیلی هنر کردی، مفتخر نمودی و از این حرفا...
اصلا به نوعی داشتم مفهوم اثر تکوینی را با استفاده از عملکرد دستشویی، برای بچه جا می‌انداختم,که مثلا جیش کردن توی دستشویی، جایزه به دنبال دارد، بیرون از دستشویی، خبری نیست از جایزه! یعنی من و جناب پدر هم نمی‌توانیم دستشویی را مجبور کنیم به بچه‌ای که آنجا جیش نکرده، جایزه بدهد!!
بله...خلاصه این هم از این! ولی زود گذشت و خوب هم یاد گرفت. فقط چندتا گل فرش و موکت تلفات دادیم که آن هم خدا خیر بدهد بنیان‌گذار قالیشویی‌ها را!!

من دیگه حرفی ندارمِ یکم: گفتم دخمل اگه تو دستشویی-بازم گلاب به رویتان-جیش کنه، مامان بهش یه بادکنک خوشگل می‌ده، گفت:مامانی! من تو پوشکم جیش می‌کنم، شما بهم یه بادکنک زشت بده!!

من دیگه حرفی ندارمِ دوم : دستشویی خانه دوستم، به جای بادکنک و عروسک و پاستیل، به بچه‌هایی که آنجا-شیشه گلابتان خالی نشد؟-جیش کنند، بیسکوییت جایزه می‌دهد! یک روز محمدحسین که دیگر تقریباً از پوشک گرفته شده بود، به مادرش گفت: مامانی من گشنمه، برم-برای بار آخر گلاب به رویتان-جیش کنم ببینم دستشویی بیسکوییتی چیزی نداره بهم بده!!!


منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 18 اسفند 1394
تعداد بازدید: 8617 بار