من سر و کله زدن با تو برای خوابیدن ... صدای شنیدن نفس‌هایت را در طول شب و بیدارشدن های مکرر را دوست دارم ... چون مادری کردن را دوست دارم ... 

من مادری کردن را دوست دارم ... اینکه صبح، چشم در چشم تو و نفس به نفس تو، روز دیگری از زندگیم را آغاز کنم، دوست دارم. 

مخاطب جاودان عاشقانه‌هایم : 

من تماس دستانت را دوست دارم ... گرمای آن دست‌های کوچک را ... دست‌هایی که منبع عاشقانه‌های من می‌شوند ... 

من مادری کردن را دوست دارم ... مادری کردن یعنی ذوق کردن به هنگام بازی با تو و بیدار شدن حس دور و شیرین کودکی‌ام ... مادری کردن یعنی دست های همیشه خیس من ...

من مادری کردن را دوست دارم ... جمع کردن بی انتهای اسباب‌بازی‌های تو را از گوشه و کنار خانه، دوست دارم ... 

من بی نهایت شادم از اینکه هر لحظه دستورات تو را جهت آماده کردن شیر اجرا می‌کنم .

من مادری کردن را دوست دارم ... از اینکه جیب‌هایم همیشه پر  از دستمال کاغذی است ...

من مادری کردن را دوست دارم ... من این مابودن و این عاشقانه بودن را دوست دارم ... 

حتی اگر دوستم نداشته باشی (مثل وقت‌هایی که قطره بینی برایت می‌ریزم)، باز هم من مادری کردن را دوست دارم ... 

من مادری کردن را دوست دارم، چون من تو را دارم ... تویی که عاشق آسمان و هر آنچه در آن هست، هستی. تو هم‌بازی خورشید و ابری ... تو هم‌زبان ماه و ستاره‌ای ... تو باد را دوست داری ...

مادری کردن را دوست دارم، چون تو دختر من هستی ... 

من مادری کردن را دوست دارم ... از در اختیار تو بودن، لذت می‌برم... از اینکه وقتی برای خودم نداشته باشم ... اینکه معلوم نیست ساعت خواب چیست و مجبور باشم ساعت‌هایم را با خواب تو تنظیم کنم ... 

من مادری کردن را  دوست دارم ... هر کسی دیگری جای من بود و تو را داشت، مادری کردن را دوست داشت ... 

مادری کردن برای تو خوب است، برای تویی که آسایش جهانی ... 

من مادری کردن را دوست دارم، برای تو فرشته زیبا ... برای تویی که اجازه می‌دهی تا آن‌طرف آسمان‌ها برایت خیال‌بافی کنم ... 

من مادری کردن را دوست دارم، برای تویی که هر روز یک جمله جدید می‌سازی ... مامان کتاب پیدا کردم! مامان  نی‌نی برداشتم! مامان جارو کنم! مامان بریم تو چادر!!!!!

من مادری کردن را دوست دارم، چون مطمئنم که روزی از این روزها ... یک روز خیلی نزدیک، به من خواهی گفت: «مامان دوست دارم.» 

من مادری کردن را دوست دارم. من آن بوسه‌های تر را دوست دارم. من پاک می‌شوم از نگاهت ... 

من مادری کردن را دوست دارم، تو را دوست دارم ای آرزوی برآورده شده من ... من شنیدن کلمه مامان را از دهان تو، روزی هزار بار دوست دارم. 

من مادری  کردن را دوست دارم، چون تو را دوست دارم. من نور را دوست دارم. تو از جنس نوری دلبرکم... 

من مادری کردن را دوست دارم، غذاپختن و التماس کردن به تو که بخوری ... اینکه برای خوردن هر لقمه غذا، هزاران بار قربان صدقه‌ات بروم ... 

من مادری کردن را دوست دارم، من این شادی‌های کودکانه‌ات را که با من سهیم می‌شوی، دوست دارم ... من معجزه حضور تو را دوست دارم ... من هوایی را که نفس می‌کشم به خاطر تو، دوست دارم ... 

به خاطر هزاران حرف گفته و نگفته، من مادری کردن را دوست دارم ...

منابع: عروسک .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 31 فروردین 1395
تعداد بازدید: 25570 بار