آنچه کودک  بیش از همه به آن نیاز دارد، والدینی است که به او نیاز نداشته باشند!

در واقع کودکان نیاز دارند والدینشان اولین افرادی باشند که آنها را فردی مستقل، دارای قدرت تصمیم‌گیری وآینده‌ایی مجزا بدانند.

کودکان به دنیا نیامده‌اند که والدین احساس محبت، صمیمیت، احترام یا قدردانی کنند. آنها به وجود آمده‌اندتا به صورت بزرگسالانی خودفرمان، رشد کنند و خودشان بشوند. نیاز آنها این است که ما فضای کافی برای انجام این مهم را در اختیارشان قرار دهیم.

حریم شما قلمرو شماست. آزادی و مسئولیت شماست. این قلمرو در ابتدایی‌ترین شکل خود، فضایی خارجی است که بدن شما اشغال می‌کند. اما قلمرو شخصی افراد، به فضایی که جسم آنها اشغال می‌کند، محدود نمی‌شود.

قلمرو شما از جسمتان فراتر می‌رود و تا فضای شخصی گسترش می‌یابد.

حریم شما شامل آزادی احساسی شما برای کاوش عواطف گوناگون، از خشم گرفته تا غم و سردرگمی نیز می‌شود. این بخش نیز به اندازه حریم شخصی بیرونی مهم است.

هریک از ما حریمی داریم که از آن خودمان است. می‌توانیم  در این حریم، آزادانه کندوکاو کنیم، امکانات و ظرفیت‌های بالقوه خود را کشف کنیم، مرتکب خطا شویم و از آن درس بیاموزیم.

کلمه مورد علاقه اکثر کودکان دو ساله این است : "نه"!

چرا آنها به این کلمه علاقه دارند؟ قطعاً دلیلش این نیست که آنها الزاماً سرکش‌اند، بلکه به این دلیل است که در حال شناخت حریم شخصی خود هستند. در واقع احساس اینکه فرد تا حدودی بر امور و اوضاع پیرامونش کنترل دارد.

کودکان به حریمی از آن خود، نیاز دارند، چون بدون فضای کافی که بتوانند در آن کندوکاو کنند، دست به آزمایش بزنند و خود تصمیم بگیرند، هرگز نمی‌توانند به صورت بزرگسالانی خودفرمان رشد کنند که ما می‌خواهیم. این به آن معنی نیست که هر کودکی در خانه، به یک اتاق مجزا نیاز دارد، بلکه منظور این است که برای هریک از فرزندان خود، قلمرویی قائل شویم که شامل فضای فیزیکی (جایی برای خلوتشان، گوشه کوچکی از کل یک اتاق) و فضای عاطفی است.

اگر فرزندان ما فضایی نداشته باشند که در آن با علایق و نفرت‌های خود آشنا شوند و دست به آزمایش و خطا بزنند، زندگی آنها به صورت عاریتی پیش می‌رود و این تنها دو گزینه پیش روی آنها می‌گذارد:

1. مبارزه با کسانی که سعی می‌کنند برای زندگی آنها تصمیم بگیرند (کودک سرکش و یاغی)

2. گردن نهادن به خواسته‌های اطرافیان (کودک منفعل و آدم‌آهنی)

فرزندان ما از بدو تولد، سفری را آغاز کرده‌اند که در آن از ما فاصله می‌گیرند. حتی نیاز آنها به پیوند نزدیک با ما، در ابتدا برای آن است که احساس امنیتی را در خود پرورش دهند که درآینده بدون ما هم بتوانند روی پای خود بایستند.

وقتی داوطلبانه فضای بیشتری برای فرزندانمان فراهم می‌کنیم، نگرانی و اضطراب آنها را از بین می‌بریم و باعث جدایی آنان از موادمخدر، آمیزش جنسی، گروه‌های خلافکار یا خودکشی می‌شویم.

آنها به واکنش مضطربانه ما در خصوص این موضوعات نیازی ندارند و می‌خواهند ما فضای عاطفی بیشتری در اختیار آنها بگذاریم و یاد بگیریم که فردیت آنها را محترم بشماریم.

هر چند ممکن است به رسمیت شناختن حریم خصوصی فرزندانمان، در عمل برایمان دشوار باشد، اما باید بدانیم که برقراری یک ارتباط محترمانه دوسویه، همواره با پیش قدمی والدین آغاز می‌شود.

ما نمی‌توانیم منتظر بمانیم تا فرزندانمان به ما و خودشان احترام بگذارند. در مورد حریم خصوصی نیز همان‎طور که آنها نمی‌توانند تعیین کنند که ما چگونه از قلمرو خود استفاده کنیم، ما نیز نمی‌توانیم برای آنها تصمیم بگیریم که چگونه از حریم خود استفاده کنند.

این فضا متعلق به آنهاست؛ یک امتیاز نیست بلکه یک حق است. بخشی از انسان بودن است. هر زن، مرد و کودکی، قلمرویی خاص برای خود دارد.

اگر واقعاً حریم عاطفی آنها را محترم بشمارید، نمی‌‌توانید اتاق یا بخشی از یک اتاق را در اختیار آنها بگذارید اما در عمل طوری رفتار کنید که گویی هنوز متعلق به شماست.

اگر اتاق مال آنهاست، پس دیگر نگهداری، زیر و رو کردن، نظافت کردن یا نکردن آن هم به عهده خود آنهاست.

آنچه همواره موجب می‌شود به حریم فرزندانمان تجاوز کنیم، واکنش برخاسته از نگرانی ماست. ما به  دلیل آنچه که فرزندانمان ممکن است با آزادی خود انجام دهند، می‌ترسیم برای آنها حریم و فضای شخصی قائل شویم، اما اگر همان احترامی که انتظار داریم دیگران برای حریم شخصی ما قائل شوند، برای فرزندانمان قائل شویم، آن وقت نتایج آن دیدن دارد.

منابع: تربیت بدون فریاد نوشته هال ادوارد رانکل. ترجمه اکرم کرمی، انتشارات صابرین. 1393 .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 29 اردیبهشت 1395
تعداد بازدید: 48460 بار