مادری که می‌بیند پسرش همبازی خود را کتک می‌زند، می‌گوید: «کار خوبی نکردی. حالا از دوستت عذرخواهی کن.»  پسرک با بی‌میلی، زیر لب غر می‌زند و می‌گوید: «ببخشید!» اما معلوم است که احساس پشیمانی نمی‌کند. در حقیقت، شاید او باور دارد که کار اشتباهی انجام نداده است. کودکان خردسال خودمحورند و اغلب به ارضای نیازهای خود توجه دارند بدون اینکه احساسات دیگران را در نظر بگیرند. آنها گاه‌گاهی اسباب‌بازی‌ها را از هم می‌قاپند، به هم ضربه می‌زنند، لگوهای یکدیگر را خراب می‌کنند، کلمات زشت بر زبان می‌آورند و از تقسیم وسایل خود با دیگران خودداری می‌کنند.

والدینی که نمی‌خواهند فرزندانشان این کارها را انجام دهند، بهتر است در قبال رفتارهای ناشایست آنها محدودیت‌هایی را در نظر بگیرند نه اینکه او را وادار به معذرت‌خواهی‌های دروغین کنند.

وقتی کودکی وادار به عذرخواهی می‌شود و می‌گوید:«ببخشید!»، با نتیجه نهایی رفتار غیرقابل قبولش مواجه شده است و شاید به این نتیجه برسد که این کار، ارزش کتک‌زدن بچه‌های دیگر یا به زور گرفتن اسباب‌بازی‌هایشان را دارد.

همه کاری که بعد از این رفتارهای ناشایست باید انجام دهد، عذرخواهی کردن است و شاید با این کار بخشیده شود.

والدین اغلب کودک را وادار به عذرخواهی می‌کنند چون این کار روشی سریع و آسان برای رسیدگی به رفتار ناشایست اوست.

به هر حال، والدین می‌دانند که شنیدن عذرخواهی فرزندشان ممکن است رضایت‌بخش نباشد، به‌خصوص اگر او دست به کار خطرناکی زده و مثلا به‌صورت همبازی‎اش شن پاشیده است.

شاید آنها سعی کنند درباره این رفتار ناپسند با کودک خود صحبت کنند و ممکن است پاسخ کودک این باشد که  «اما من که قبلا عذرخواهی کردم!» با این وجود، وقتی والدین بیش از حد بر عذرخواهی کردن کودک تأکید نکنند، او نمی‌تواند به این آسانی از مخمصه خلاص شود و مجبور می‌شود برای حل تعارضات خود با دیگران، از روش‌های دیگری استفاده کند.


انگیزه واقعی برای تغییر رفتار یک کودک، از ترس او برای عذرخواهی ریشه نمی‌گیرد بلکه از ترس، ناامیدی و عصبانیت والدینش و بعدها که بزرگتر شد، دوستانش نشأت می‌گیرد.

کودکی که نمی‌خواهد والدینش از او خشمگین شوند، شاید به میل خود، از رفتار نادرستش عذرخواهی کند. این عذرخواهی از باطن او برمی‌خیزد و بسیار خالص‌تر از آن عذرخواهی است که مجبور به بیان آن شده است.

شاید والدین از خود سئوال کنند که چرا فرزندانشان در اغلب موارد، واقعاً عذرخواهی نمی‌کنند؟! گاهی کودک از انجام کار نادرست خود بسیار آشفته و شرم‌زده‌ است و شاید در موارد دیگر دوست نداشته باشد درتنگنا قرار بگیرد.

امکان دارد او کارهایش را هم انکار کند چون حقیقتاً باور دارد کارش درست است یا به دلیل اینکه از واکنش  و عدم تأیید والدینش می‌ترسد.

اغلب، کودکان خردسال در مورد حفظ استقلال خود، احساسات قوی دارند و در برابر انجام کاری که والدینشان از آنها می‌خواهند، مقاومت می‌کنند.

وقتی فرزندتان به کودک دیگری آسیب می‌رساند، به اعمال محدودیت‌ها فکر کنید.

به جای اینکه بگویید: «تو او را زدی، حالا عذرخواهی کن!»، بگویید: «شاید نمی‌خواهی با او بازی کنی، اما به تو اجازه نمی‌دهم او را بزنی!»

اگر فرزندتان چهار یا پنج‌ساله است، به او کمک کنید عملش را جبران کند: «چون لگوهای دوستت را به‌هم ریختی، باید به او کمک کنی تا دوباره آنها را بسازد.»

همچنین می‌توانید با عذرخواهی به جای او، الگوی رفتار مؤدبانه برای او باشید: «متأسفم که او ساختمانت را خراب کرد. او حالا می‌خواهد به تو کمک کند تا دوباره آن را بسازی.» 

فرزندتان که بزرگ‌تر می‌شود، راحت‌تر می‌توانید درباره خشم با او گفتگو کنید.

به دلایلی که او برای بدرفتاری خود بیان می‌کند، گوش دهید. مهم نیست این دلایل چقدر بی‌ربط هستند.

قبل از اینکه او بتواند صمیمانه عذرخواهی کند، باید به این باور برسد که می‌تواند موضع خود را در یک ناسازگاری مشخص کند.

کودکانی که احساس می‌کنند کسی صحبت‌هایشان را نشنیده است، اغلب از خودشان دفاع می‌کنند و وقتی مجبور شوند، حتی با اینکه می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند، عذرخواهی نمی‌کنند.


از آنجا که فرزندتان رفتار شما را الگو قرار می‌دهد و از آن تقلید می‌کند، به‎خاطر داشته باشید زمانی که عکس‌العمل تندی از خودتان نشان می‌دهید یا احیاناً به او ضربه می‌زنید، از او عذرخواهی کنید.

اگر هر زمان که موقعیت ایجاب می‌کند، از کودکتان عذرخواهی کنید، در نهایت او هم گفتار و کردار شما را الگوی خود قرار خواهد داد.

منابع: راهنمای کامل والدین نوشته رابین گلداستین و جنت گالانت. ترجمه مینا اخباری‌آزاد. انتشارات صابرین. 1392 .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 01 تیر 1395
تعداد بازدید: 41457 بار