null

صبحانه، خامه و عسل بود. بچه‎ها مثل همیشه آنقدر سرگرم بازی بودند که فراموش کردند گرسنه هستند!
دخترها مشغول کشیدن نقاشی بودند.
یکی از خاله‎ها کنار آنها رفت و گفت: «دخترا بیاین صبحانه.» 
حنانه گفت: «من خیلی وقته نقاشی نکشیدم. الآنم می‎خوام نقاشی بکشم، وقت ندارم بیام صبحونه بخورم.» 
خاله گفت: «اگه شما دوست داری نقاشی بکشی، می‎تونی با خامه نقاشی کنی.» 
حنانه گفت: «مگه می‎شه با خامه، رو کاغذ نقاشی کرد؟»
خاله گفت: «روی کاغذ نه. ولی می‎تونیم روی بشقابمون نقاشی بکشیم.»
حنانه گفت: «چه‎جوری؟» 
خاله گفت: «ما اینجا یه سری قیف داریم که فکر کنم به دردتون بخوره.» 
حنانه یک قیف برداشت. مقداری خامه داخل آن ریخت و با آن، دوتا چشم کشید.

نقاشی‎اش را نگاه کرد و گفت: «وای خیلی بامزس.»

بعد مقداری عسل را به سختی داخل قیف ریخت. خواست نقاشی‎اش را کامل کند، اما نتوانست.

null

بعد با قاشق، مقداری عسل برداشت و برای نقاشی‎اش یک دهان کشید و در آخر با نان، برای دختر داخل بشقابش، مو گذاشت. 

حنانه، وقتی نقاشی‎اش تمام شد، اول کمی آن را نگاه کرد و بعد تا آخر آن را خورد.

به یاد داشته باشیم:
• خلاقیت در شیوه تغذیه کودک، او را به خوردن تشویق می‎کند.
• زمان کافی را برای وعده‎های غذایی کودک، در نظر بگیریم.
• استفاده از ابزار متنوع و در عین حال ساده، وعده‎های غذایی را برای کودک جذاب می‎کند.

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 29 تیر 1395
تعداد بازدید: 10741 بار