احتارم گذاشتن به بزرگترها

کودک به دو روش احترام‌ گذاشتن به دیگران را یاد می‌گیرد:

 1- به آنچه که والدینش درباره رفتار احترام‌آمیز می‌گویند، گوش می‌کند.

2- از روشی که والدین حقیقتاً به آن عمل می‌کنند، تقلید می‌کنند.
در نهایت کودک بیشتر از رفتار والدین می‌آموزد تا از گفته‌هایشان. اگر پدر و مادر با کودک و دیگران با احترام رفتار کنند، کودک رفتار والدین را الگوی خود قرار می‌دهد اما اگر آنها با خشونت با فرزند خود صحبت کنند یا وقتی او نیازهایش را بیان می‌کند یا اشتباهاتی را مرتکب می‌شود، دائماً او را تحقیر کنند، یاد نمی‌گیرد با دیگران با احترام برخورد کند حتی اگر والدینش به او تذکر دهند که رفتار خوبی داشته باشد.
گاهی مربیان مهدکودک‌ها می‌گویند: «وقتی بچه‌ها دارند خانه‌بازی می‌کنند، می‌شود فهمید که رفتار والدینشان با آنها تا چه حد احترام‌آمیز است.»
وقتی دو کودک پیش‌دبستانی وانمود می‌کنند فرزندی دارند که گریه می‌کند، ممکن است یکی از آنها بگوید: «بگذار بچه را بغل کنم، او دارد گریه می‌کند.» در حالی که ممکن است دیگری پاسخ دهد: «همین حالا از خانه برو بیرون و بچه پرسروصدا را هم با خودت ببر!»

کودکان زمانی یاد می‎گیرند به سایرین احترام بگذارند که افرادی که برایشان مهم هستند، الگویی از احترام گذاشتن باشند. اگر کودکان ببینند که ما به‎عنوان نزدیک‎ترین افراد به آنها، به دیگران و ارزشهایشان احترام می‎گذاریم، به نفعشان خواهد بود. ما می‎توانیم مدام در مورد چنین الگوهایی با کودکانمان صحبت کنیم و این نمونه‎های اخلاقی را تحسین کنیم و برعکس می‎توانیم افرادی که اذیتمان می‎کنند یا با ما فرق دارند را پیش آنها نکوهش کنیم.
احترام گذاشتن ما به افرادی که با ما فرق دارند، خود می‎تواند نمونه‎ای برای الگوپذیری کودکان باشد. این به آن معنا نیست که با آنچه بقیه مردم انجام می‎دهند یا باور دارند هم عقیده‎ایم. باید برای آنها توضیح دهیم که هر انسانی می‌تواند باور خاص خود را داشته باشد و با اینکه کاملاً متضاد باور ماست، باید به او و اعتقاداتش احترام بگذاریم.
برای یاد دادن راه احترام گذاشتن، ما باید عیوب و اشتباهات خود را به‎راحتی قبول کنیم. اگر بی‎دلیل کودکمان را تنبیه کردیم یا اگر کوتاهی در حق او انجام دادیم، از او معذرت‎خواهی کنیم و بخواهیم که ما را ببخشد.

یک کودک خردسال، خودبه‎خود نمی‌داند چطور باید رفتار شایسته‌ای از خود نشان دهد. او باید الگوهای خوبی داشته باشد و آموزش ببیند و مکرراً رفتارهای خوب به او یادآوری شود چون او خودمحور است و نیازهایش آن‌قدر عمیق است که خیلی راحت احساسات دیگران را فراموش می‌کند. والدین بعد از اینکه بارها و بارها به فرزندشان می‌کویند با دیگران رفتار خوبی داشته باشد و باز هم می‌بیند که او رفتار خودخواهانه‌ای دارد، احساس سرخوردگی می‌کنند. در چنین مواردی، آنها باید به یاد داشته باشند که یاد گرفتن احترام گذاشتن به دیگران، فرآیندی تدریجی است و طبیعی است که کودکان خردسال، بیشتر به خواسته‌های خودشان فکر کنند.
اگر احساس می‌کنید دائماً از رفتار بی‌ادبانه فرزندتان ناراحت هستید، بهتر است انتظارات خودتان را از او مورد ارزیابی مجدد قرار دهید. امکان دارد بیشتر از ظرفیت کودکتان از او توقع دارید. هرچه او کم سن‌تر باشد، کمتر احتمال می‌رود که بتواند عواطف خود را مهار کند و خود را به جای شخص دیگری بگذارد. بنابراین باید محدودیت‌هایی را برای رفتارش قائل شوید. مثلاً به او بگویید: «نباید چنین کلمات زشتی را به خواهرت بگویی.» 
به دنبال روش‌هایی باشید که بتوانید به عنوان الگوی رفتار احترام‌آمیز از آنها استفاده کنید. مثلاً بگویید: «بهتر است آنجا برویم و از آن آقا تشکر کنیم که به ما کمک کرد.» 
وقتی به کودکان احترام گذاشته می‌شود، آنها احساسات خودارزش‌گذاری را ملکه ذهن خود می‌کنند و به این باور می‌رسند که ایده‌ها، نیازها و خواسته‌هایشان مهم است. با گذشت زمان، کودکتان همان احترامی را که به او گذاشته‌اید، برای شما قائل خواهد شد و خواهید دید که او شروع به توجه به نیازها و احساسات دیگران می‌کند.

منابع: اندیشمندان کوچولو . «راهنمای کامل والدین (1)» نوشته جنت گالانت و رابین گلداستین، ترجمه مینا اخباری‎آزاد، انتشارات صابرین، 1392 .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 05 مرداد 1395
تعداد بازدید: 18340 بار