hamdel

زمانی که یک زن و مرد، برای شروع یک زندگی و ساختن یک خانواده، با یکدیگر عهد می‌بندند، باید بتوانند با شناخت کامل از خواسته‌ها، اولویت‌ها و اهداف یکدیگر، یک قانون اساسی کوچک برای خانواده‌ای که ساخته‌اند، تدوین کنند.
هرچند برخی زوج‎ها با وجود این‎که چندین سال از شروع زندگی زناشویی‌شان می‌گذرد، هنوز قانونی مدون و جامع، تدوین نکرده‌اند اما داشتن و تهیه این قانون، اثرات سازنده‎ای در فرداهای یک زندگی خواهد داشت.

داشتن این قانون و یک‌دل و یک‌زبان شدن مرد و زن، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‎کند که این زوج، می‌خواهند تصمیم بزرگ‌تری برای زندگی خود بگیرند و در عرصه مهم پدر و مادر شدن قدم بگذارند.
یک خانواده‌ دارای فرزند را تصور کنید که در ارتباط با بایدها و نبایدهای زندگی، اهداف و قوانین حاکم بر خانواده، به یک اتفاق‌نظر جامع دست پیدا نکرده باشند! در چنین خانواده‌هایی، پدر و مادر دائماً در حال یک کشاکش ناخوشایندند. هر یک فرزندشان را به سویی می‌برند، انتظارات مختلفی از او دارند و برای او آرزوهای متفاوتی را در سرمی پرورانند.
بدون شک، نتیجه این نوع نگرش و عمل در خانواده، فرزندانی با شخصیت و رفتارهای دوگانه و فاقد آرامش و اعتمادبه‌نفس است.

تصمیم گرفتن برای پدر و مادر شدن، علاوه بر برنامه‌ریزی‌های پزشکی و اقتصادی، به آمادگی‎ها و هماهنگی‎های دیگری نیز نیازمند است تا نتیجه آن ستودنی و دل‌نشین باشد.
وقتی می‌خواهیم پدر یا مادر شویم، باید زندگی گذشته زناشویی‌مان را بررسی کنیم و برای فرداهای آن و تربیت فرزندی که قصد پرورش آن را داریم، قوانینی مشترک تعیین کنیم و با شریک زندگی‌مان که شریک تربیت فرزندانمان نیز است، یک‎دل و یک‌زبان شویم.
چه چیزی باید در این قانون اساسی وجود داشته باشد تا نتیجه آن فرزندانی شایسته باشد؟
بهتر است پیش از آنکه برچسب پدر و مادر بر روی ما زده شود، با همسرمان درباره مسائلی چون نحوه تربیت، اولویت‌های زندگی و تربیتی و حتی آرزوهایی که برای فرزندمان داریم، صحبت کنیم تا فرزندمان در یک فضای چندگانه تربیتی گرفتار نشود و در میان خواسته‌ها و اهداف متناقض پدر و مادر خود، معلق نماند.
هماهنگی تربیتی از بایدهای یک تربیت اصولی و ماندگار در خانواده است.

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 23 مرداد 1395
تعداد بازدید: 40485 بار