null

بچه‌ها حسابی سرگرم بازی بودند. زینب و فاطمه رنگ‎ها را داخل قابلمه‌ها می‌ریختند، باهم مخلوط می‎کردند و برای خودشان غذا درست می‎کردند.

آن‌قدر مشغول بازی بودند که وقتی برای صبحانه خوردن نداشتن!

یکی از خاله‌ها یک جعبه پر از تخم‎مرغ خندون برای بچه‌ها آورد. با پاستل، دو چشم و یک لبخند برای آنها کشیده بود.
زینب و فاطمه وقتی تخم‌مرغ‎ها را دیدند، دست از بازی کشیدند و دور خاله جمع شدند.

خاله گفت: «بچه‌ها امروز کلی مهمون داریم. این تخم‌مرغ‌ها خیلی خوشحالن که امروز اومدن پیش شما. اومدن شماها باهاشون یه غذا درست کنید. به نظرتون چی می‎تونیم درست کنیم؟»

فاطمه گفت: «ما بلدیم نیمرو درست کنیم.»

زینب گفت: «آره خاله. باید اول اینارو بشکونیم. بعد، هم بزنیم. بعد بریزیم تو قابلمه تا درست بشه.»

خاله گفت: «خیلی فکر خوبیه. پس بیاین هر کدوم یه دوست تخم‎مرغی برای خودمون انتخاب کنیم و با اون نیمرومون رو درست کنیم.»

بچه‌ها هر کدام یک تخم‌مرغ برداشتند. آن‎ها را در کاسه شکستند. هم زدند و با کمک خاله، داخل ماهیتابه ریختند.

null

حالا همه  تخم‎مرغ‎های خندون، کلی نیمروی خوشمزه شده بودند و آماده بودند که بچه‌ها آن‎ها را بخورند.

به یاد داشته باشیم:

  • نقاشی‎های ساده اما خلاق روی مواد غذایی، انگیزه کودک را برای خوردن آنها تقویت می‎کند.

  • اجازه دهیم کودکان در فرآیند تهیه وعده غذایی، مشارکت کنند.

  • قصه‎گویی در مورد مواد غذایی، کودک را برای خوردن آن‎ها تشویق می‎کند.

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 15 شهریور 1395
تعداد بازدید: 13409 بار