null

- «سارا! بیا مامان‎بازی کنیم. من مامانم، تو بچه!»

- «نه! من مامان می‌شوم وگرنه باهات دوست نیستم!»

- «پس تو هم حق نداری به جشن تولدم بیایی!»

این جملات نمونه‌ای است از مشاجرات کودکان خردسال با یکدیگر. شاید آنها خیلی خوب با هم بازی کنند و بعد ناگهان به هم بگویند: «ازت بدم میاد!» یا «دیگه باهات دوست نیستم!» از آنجا که احساسات کودکان خردسال بسیار سطحی است، به خواسته‌ها و نیازهای آنی خود توجه دارند و به دلیل خودمحوری، احساسات یکدیگر را در نظر نمی‌گیرند و خشم درونشان به شکل کلمات و رفتارهای خشن بروز می‌کند.
بعضی از کودکان در مقابل چنین برخوردی تسلیم می‌شوند و از خواسته‌ خود دست می‌کشند در حالی که برخی دیگر به درگیری ادامه می‌دهند تا به خواسته‌ خود برسند یا سعی می‌کنند از یک بزرگتر کمک بخواهند.

والدین می‌پرسند که وقتی کودکان از دست هم عصبانی هستند، آنها چه کاری باید انجام دهند؟
آنها باید محدودیت‌هایی را برای فرزند خود در نظر بگیرند و او را راهنمایی کنند چون کودک به خودی خود و در زمان عصبانیت، به دیگران فکر نمی‌کند اما اگر والدین او را بیش از حد تحت فشار قرار دهند تا خشم خود را سرکوب کند، حتی اگر او بفهمد که عصبانی شدن بد و ناشایست است، به روش‌های دیگری، احساسات منفی خود را بروز می‌دهد. شاید اسباب‎بازی‌هایش را خراب کند یا هنگام بازی از والدین یا دوستانش به نفع خود استفاده کند، یا با گول زدن کودکان، آنها را وادار به انجام کاری که می‌خواهد، بکند.
او به فرصتی نیاز دارد تا خشمش را بروز دهد، حتی اگر والدینش دوست نداشته باشند که چنین کلماتی را از او بشنوند: «ازت متنفرم! با تو بازی نمی‌کنم!»
آنها باید متوجه باشند که کودکان نمی‌توانند افکار مورد نظر خود را به خوبی بیان کنند. گاهی بیان کلمات خشن، روشی است برای نشان دادن قوی‌ترین احساسات منفی در کودکان خردسال.

والدین بهتر است زمانی را که مناسب می‌دانند، به کودکان اجازه دهند در خصوص کارشان بحث کنند تا آنها تفاوت‌های خودشان را بهتر درک کنند یعنی تا زمانی که کودکی آسیب جسمی نبیند یا احساساتش به شدت آزرده نشود.
گاهی کودکان در حل و فصل مشاجرات خود، به نحو حیرت‎انگیزی، خوب عمل می‌کنند و به‎تدریج یاد می‌گیرند که مشکلات خود را با یکدیگر رفع کنند.
کودکی که به‎ندرت فرصت بحث کردن و خاتمه دادن به مشاجرات را پیدا کرده است، به «بدگویی کردن» از دیگران متوسل می‌شود و حتی برای حل جزئی‌ترین مشکلات خود، به کمک والدینش نیاز پیدا می‌کند.

null

والدینی که می‌بینند فرزندشان به تنهایی نمی‌تواند از عهده‌ مشاجره با کودکان دیگر برآید، می‌توانند پیشنهادهایی به او بدهند: «چرا هر دوی شما مامان نمی‌شوید تا عروسک‌هایتان بچه‌هایتان باشند؟»
اگر کودکی، چیزی را با فریاد بگوید که باعث تحقیر کودک دیگر شود، والدین نباید او را از بیان احساسات خود منع کنند و بگویند: «این حرف خوبی نیست!» بلکه در عوض بهتر است به کودک بگویند: «از اینکه زهرا دیگر نمی‌خواهد با تو بازی کند، خیلی ناراحت هستی. پس چرا این موضوع را به او نمی‌گویی؟» حتی اگر کودکان خشمگین، پیشنهادهای والدین را نادیده بگیرند، باز هم حضور بزرگسالان در این موارد، تأثیر مهار کننده دارد.
وقتی والدین نزدیک کودکان باشند، کودکان تمایل کمتری به پرخاشگری دارند.

شما می‌توانید با اجتناب از قرار گرفتن کودکتان در موقعیت‌هایی که معمولاً مشکلی ایجاد می‌کند، از تعداد مشاجراتی که او ممکن است درگیر آنها شود، بکاهید. به‎عنوان مثال، شاید فرزندتان در یک زمان با کودکی به خوبی بازی کند اما نه زمانی که کودک سومی نیز به جمع آنها اضافه شود. حضور سه نفر می‌تواند مشکل‌ساز باشد چون اغلب، دو دوست، با یکدیگر جفت می‌شوند و نفر سوم را نادیده می‌گیرند یا با او درگیر می‌شوند.
اگر نمی‌توانید مانع از قرار گرفتن کودک در چنین شرایطی شوید، به هر سه کودک به دفعات توصیه کنید با هم تفاهم داشته باشند و بازی کنند.
اگر فرزندتان دائماً و فقط با یکی از هم‎بازی‌های خود مشاجره می‌کند، زمان بازی آنها را با یکدیگر محدود کنید و یا به آنها بگویید: «شما باید راهی برای کنار آمدن با یکدیگر پیدا کنید، در غیر این صورت، اجازه نمی‌دهم با هم بازی کنید.»
در این شرایط، خشم کودک خردسالتان، هر اندازه گذرا باشد اما بسیار واقعی و شدید است. اجازه دهید احساساتش را بیان کند، شما نیز آن را بشنوید اما با در نظر گرفتن محدودیت‌های مناسب، در زمان مقتضی به او کمک کنید که خشم خود را کنترل کند.

منابع: «راهنمای کامل والدین (1)» نوشته جنت گالانت و رابین گلداستین، مترجم مینا اخباری‎آزاد، انتشارات صابرین، 1392 .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 23 شهریور 1395
تعداد بازدید: 45382 بار