اختلاف زوجین

زنان و مردان هر یک از خانواده متفاوتی که دارای فرهنگ، دیدگاه‎ها و رفتارهای مختلفی هستند، وارد زندگی مشترک شده‎اند. با به دنیا آمدن فرزندان، هر یک از زوجین سعی می‎کند بر اساس آنچه که طبق پیشینه خانوادگی خود، درست می‎داند، فرزندانشان را تربیت نمایند. این مسئله گاهی موجب اختلافاتی دراین زمینه، در زوجین می‎شود. موقعیت محسن و فرزانه را در نظر بگیرید:

محسن و فرزانه مدت پنج سال است که ازدواج کرده‎اند. دختری چهار ساله به نام مریم دارند. این دو درباره شیوه تربیت دخترشان و میزان وقتی که باید به او اختصاص دهند، اختلاف‎نظر دارند. فرزانه در خانواده‎ای بزرگ شده است که در آن، والدین بدون به همراه داشتن فرزندان با هم بیرون نمی‎رفتند. در خانواده او، والدین بیشتر وقت خود را در کنار فرزندان می‎گذراندند. بالعکس، محسن در خانواده‎ای بزرگ شده است که والدینش با هم برای گردش، سینما، شام، دیدار دوستان و ... بیرون می‎رفتند و زمانی که بیرون از خانه بودند، برای فرزندان پرستار می‎گرفتند. محسن و فرزانه درباره استخدام پرستار  برای مریم با هم اختلاف‎نظر دارند. فرزانه معتقد است که محسن به‎قدر کافی برای تربیت فرزندش وقت نمی‎گذارد و سعی می‎کند خود را کنار بکشد.

این اختلاف دیدگاه‎ها و رفتارها از خانواده‎های اصلی به زوج‎ها منتقل شده‎اند. محسن و فرزانه پیام‎هایی را از خانواده‎های اصلی خود دریافت کرده‎اند که این پیام‎ها موجب ایجاد نیازهای متفاوتی در آن‎ها شده است. این تفاوت در نیازها، تعارض زیادی را در آن‎ها ایجاد کرده است.

زوج‎ها ممکن است نتوانند در خانواده جدید خود، به‎صورت موفقیت‎آمیز عمل کنند. مخصوصاً زوج‎هایی که دقیقاً مانند والدین خود رفتار می‎کنند. برخی از زن و شوهرها برای این‎که والد خوبی باشند، وظایف زن و شوهری و صمیمیت بین خود را فراموش می‎کنند و برخی دیگر، بالعکس. وظایفی که والدین نسبت به فرزندان دارند را به‎خاطر روابط دو طرفه خود، نادیده می‎گیرند. 

ایجاد تعادل بین نقش‎های زن و شوهری و والد و فرزندی در تشکیل خانواده سالم، اهمیتی اساسی دارد. زن و شوهری که تلاش می‎کنند فقط والد خوبی برای فرزندانشان باشند، نمی‎توانند نیازهای همسر خود را برآورده کنند. همچنین زوج‎هایی که فقط نقش همسری را خوب ایفا می‎کنند، در تربیت فرزند و ایفای نقش والدی، با مشکل مواجه می‎شوند. در اوایل زندگی، ایجاد این تعادل به سادگی امکان‎پذیر نیست اما زن و شوهر باید با روش‎هایی مانند گفت‎وگو با هم، این مسئله را حل کنند.

راهبردهای گفتگوهای سازگارانه و مستقیم به زوج‎ها کمک می‎کند تا موضع‎گیری مثبتی داشته باشند. احساسات و موقعیت‎ها را ببینند و در جستجوی موافقت طرف مقابل باشند. درباره مسائل مختلف با هم به توافق برسند و به یکدیگر اعتماد کنند.

همچنین آگاه‎سازی والدین در خصوص تأثیرات خانواده پیشین آن‎ها بر زندگی مشترک آن‎ها، می‎تواند برخی از مشکلات را حل نماید چون آگاهی یافتن از مسئله، بخشی از حل آن است.

به‎علاوه آموزش مهارت‎های ارتباطی به زوج‎ها برای بهبود روابط‎شان، در پیشگیری و بهبود اختلاف‎نظرها در ارتباط با تربیت کودکان، راهگشا است.

در نهایت، زوجین می‎توانند در صورت نیاز با مراجعه به یک مشاور مجرب، بین نقش‎های پدر، مادری و زن و شوهری خود، تعادل ایجاد نمایند.

منابع: «رابطه رضایتمندی زناشویی و راهبردهای حل تعارض والدین با پیشرفت تحصیلی فرزندان»، فاطمه سادات دیباجی فروشانی، سوزان امامی پور و غلامرضا محمودی، تحقیقات روانشناختی، دوره 1، شماره1، سال 1388 . «مبانی زوج درمانی و خانواده درمانی»، علی محمد نظری، نشر علم، چاپ بیست و سوم، سال 1391 .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 07 دی 1395
تعداد بازدید: 22248 بار