nullوقتی بچه‎ای برای اولین بار به پدر و مادر خود دروغ می‎گوید، غافلگیر می‎شوند. بچه در کمال خونسردی، با نگاهی معصومانه به گربه اشاره می‎کند و می‎گوید: «گربه گلدان را انداخت.» در حالی‎که کاملاً واضح است که این کار گربه نبوده. البته همه ما در کودکی گاهی دروغ گفته‎ایم. آن هم نه یک‌‎بار، بلکه چندین بار و عذرمان این بوده که از ترس، دروغ گفته‎ایم اما بچه‎های ما چرا؟ ما که سعی می‎کنیم با آن‎ها تفاهم داشته باشیم.

دروغ گفتن، تفاهم بین افراد خانواده را به هم می‎زند و اعتماد آن‎ها را نسبت به هم سلب می‎کند اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، پی بردن به علت دروغ گفتن و پنهان کردن واقعیت است.
دروغ گفتن بچه‎ها چند دلیل دارد. اکثر آن‎ها دروغ نمی‎گویند، بلکه تصورات خود را بیان می‎کنند. گاهی حرف‎های یکدیگر را واقعیت می‎پندارند و وقتی آن‎ها را تعریف می‎کنند، از نظر ما، دروغ است.
پدر و مادر باید با صبر و آرامش به حرف‎های کودک گوش کنند و آن را نادیده بگیرند چون کودک، خیال‎بافی می‎کند، دروغ نمی‎گوید. در فرصت دیگری می‎توان به آرامی، واقعیت را به او گوشزد کرد.

برخی از کودکان، دروغ می‎گویند؛ چون از کاری که انجام داده‎اند، ناراحت هستند. کودک به‌صورت ناخواسته، گلدان را شکسته است.
بچه‎ها تا حدود هفت‎‎سالگی، در دنیای خیالی خود زندگی می‎کنند؛ خیالاتی که از واقعیت، فاصله بسیاری دارد. 
کودکی که در پاسخ این سؤال که آیا دندان‎هایت را شسته‎ای؟ می‎گوید آره، در حالی‎که مسواک او کاملاً خشک است. دلش می‎خواهد در آن لحظه، دندان‎هایش شسته باشد تا پدر و مادرش ناراحت نشوند.
آن‌ها بهتر است به روی خود نیاورند که او دروغ گفته، کودک خواسته قلبی‎ خود را بیان کرده است.

null

یکی دیگر از علل دروغ‎گویی کودکان، توقع زیاد پدر و مادر از او است.
تحمیل وظایف سخت، سخت‎گیری بی‎جا، توقعات نادرست و بیش از حد، موجب می‎شود که کودک برای رهایی از این رنج، به دروغ گفتن پناه ببرد.
بنابراین والدین باید هرگونه انتظاری از کودک را با سن او تطبیق دهند و بیش از توان هوشی و قدرت جسمانی‎اش، از او توقع نداشته باشند.

والدین باید به کودک کمک کنند تا از دنیای تصورات خود بیرون بیاید. به‎جای اینکه دائماً سؤال‎ خود را تکرار کنید تا در دروغی که گفته، بیشتر فرو رود، به او کمک کنید تا واقعیت را بگوید. مثلاً وقتی کودک در کنار شما نشسته است، به او یادآوری کنید که: «من فکر نمی‎کنم دندان‎هایت را شسته باشی. اگر یادت رفته، بهتره الآن بروی و آن‎ها را بشویی.»

گاهی آرزوی برآورده نشده‎ای، آن‎ها را به دروغ گفتن وادار می‎کند. بچه، یک ماشین اسباب‎بازی از مدرسه آورده، اما می‎گوید: «این را از دوستم گرفته‎ام.»
موضوع را بزرگ نکنید. می‎توانید به او بگویید: «امشب می‎توانی با این ماشین بازی کنی اما فردا باید آن‎را به دوستت برگردانی.»

در بسیاری از موارد نیز، دروغ گفتن کودک، ناشی از ترس است. چون می‎داند که اگر حقیقت را بیان کند، چه اتفاقی رخ می‎دهد و ترجیح می‎دهد سکوت کند یا دروغ بگوید.
کودکی که از بیان حقیقت، واهمه نداشته باشد، نیازی به دروغ گفتن احساس نمی‎کند.
گاهی اوقات کودکان دروغ گفتن را از پدر و مادر و دیگران یاد می‎گیرند. وقتی کودک می‎بیند که اعضای خانواده، چقدر راحت به یکدیگر دروغ می‎گویند و دروغ گفتن جزو گفت‎وگوی روزمره است، بدون تردید او نیز به این ویژگی عادت می‎کند.
دروغ‎های کوچکی که والدین متوجه تأثیر آن بر کودک نمی‎شوند. مانند زمانی‎که پای تلفن به کودک می‎گویند: «بگو خانه نیست.»
باید سعی کنیم  بهترین الگو برای کودک باشیم و دقت داشته باتشیم که کودک مانند یک دوربین فیلم‎برداری، لحظه‎به‎لحظه از رفتار خوب یا بد ما، فیلم می‎گیرد. برای حل این مشکل رفتاری در کودک، بهتر است که خود، دروغ نگوییم!

منابع: «بچه چرا این‎قدر نق می‎زنی» نوشته روح‎انگیز شریفیان، تهران، انتشارات مروارید، 1385 . «لطفاً پدر و مادر خوبی باشید!» نوشته محمود نامنی و صدیقه شجاعی‎نامنی، تهران، نشر ثامن، 1387 .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 26 اسفند 1395
تعداد بازدید: 45012 بار