امروز که کمد دخترک رو مرتب می‌کردم، رسیدم به یه سری مجله بلا استفاده، همه‌شون رو قبلا با هم خونده بودیم و فعالیت‌هاش رو هم انجام داده بودیم. اول فکر کردم همه‌شون رو بندازم تو کیسه زباله‌­های خشک. ولی بعد از اینکه چندتاشون رو ورق زدم و عکس‌های رنگارنگ توش رو دیدم، دلم نیومد ازشون استفاده نکنم. پس دو تا قیچی آوردم و با دخترک کارمون رو شروع کردیم. عکس‌های کوچیک و بزرگ مجله رو می‌­­بریدیم و راجع بهشون با هم صحبت می‌­کردیم. ازش می‌­خواستم تصاویر رو توصیف کنه. دیدم انگار داره از روی تصاویر قصه می‌­سازه. خیلی خوشم اومد. کار بریدن تصاویر رو کنار گذاشتم و روی یکی از داستان‌هاش متمرکز شدم. سعی کردم با پرسیدن سوال‌های مرتبط بهش کمک کنم که قصه رو کامل‌تر کنه. آخرش یه کاغذ بزرگ برداشتم و داستانی رو که گفته بود، براش نوشتم. ازش خواستم که عکس مربوط به اون رو هم کنارش بچسبونه. مطمئنم که یادگاری قشنگی براش می‌شه و بعدها از دیدنش لذت می‌بره.

حالا دیگه باید تکلیف بقیه عکس‌ها و مجله‌­ها رو مشخص می‌­کردم. برای همین ،بقیه عکس‌ها رو هم بریدم و همه رو مرتب گذاشتم تو یه پوشه دکمه‌دار. الآن کلی مواد خام دارم برای فعالیت‌­های دیگه‌­ای که می­‌خوایم بعدا با دخترک انجام بدیم.


منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 27 بهمن 1394
تعداد بازدید: 8777 بار