null

صبا تنها دختر غرفه منه که هیچ میوه‎ای نمی‎خوره.
چند روزی بود درگیر این موضوع بودم. راه‎های متفاوتی رو هم امتحان کردم. تا اینکه فکری به ذهنم رسید.

صبا عاشق آزمایش کردن و مسابقه دادنه. من هم یک مسابقه طراحی کردم.

بچه‎های غرفه رو جمع کردم و گفتم: «ما امروز یه مسابقه داریم. یه مسابقه با چشمای بسته.»

دخترها جلو آمدند و گفتند: «آخ‎جون مسابقه. مسابقه.»

گفتم: «خب حالا کی آماده‎ست؟»
همه با هم گفتن: «من، من»

من که می‎خواستم صبا از محتوای مسابقه با خبر نشه. اولین نفر او را انتخاب کردم و گفتم: «خب. صبا و سلما. بیاین روی این صندلی‎ها بشینین.»

بچه‎ها سریع آمدند و نشستند. با دو پارچه چشم‎هایشان را بستم. گفتم: «خب، حالا بازی حدس‎زدنی‎مون شروع می‎شه. باید دهن‎هاتون رو باز کنین. من یه چیزی می‎ذارم تو دهنتون و شما بخورین و بگین چی بوده.»

بازی‎مون سه تا مرحله داره. قانون‎بازی هم این بود که کسی تا آخرین مرحله نباید چشماشو باز کنه.

کم‎کم بچه‎های دیگر هم به غرفه ما آمدند.

من بشقاب میوه را آوردم و هم زمان دو پرتقال داخل دهان صبا و سلما گذاشتم.

سلما تا پرتقال را خورد، گفت: «پرتقال، پرتقال»

صبا کمی مکث کرد و گفت: «چقد شیرینه.»

گفتم: «آفرین دوتایی مرحله اول رو پشت سر گذاشتین. حالا مرحله دوم. یه کم سخت‎تره. باید با دستتون لمس کنین و بگین چیه‌.»
این‌بار یک نارنگی به سلما دادم و یک سیب به صبا. این بار هم سلما سریع پاسخ داد.

صبا گفت: «من میوه دوست ندارم!»

گفتم: «صبا داره مهلتت تموم می‎شه. سلما گفت.»
صبا با ناراحتی سیب را دست زد و گفت: «سیبه.»

گفتم: «آفرین. حالا مرحله آخر بازی‎مون.»

فقط باید بو کنین.

این بار سیب را به سلما و نارنگی را به صبا دادم. این بار صبا بود که زودتر از سلما گفت: «فهمیدم فهمیدم، نارنگیه. نارنگی.»

گفتم: «آفرین، آفرین.»

صبا چشم‎هایش را باز کرد و با خوشحالی می‎خندید.

ظهر که صبا می‎خواست به خانه برود، کنار گوشم با صدای آهسته گفت: «خاله اگه بازم بازی میوه‎ای داشتیم، من می‎خورم. بدون بازی دوست ندارم.»

به یاد داشته باشیم:

  • استفاده از سایر حواس، یکی از راه‎های انگیزه دادن به کودکان است.
  • استفاده از بازی‎های مختلف و ساده، یکی از راه‎های تشویق کودکان به خوردن است.
  • در بازی همراه کودک باشیم تا او هم ما را همراهی کند.

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 17 فروردین 1396
تعداد بازدید: 30205 بار