مهمان داشتیم، مهمانی عزیز و محترم. دور سفره نشسته بودیم و خانوم کوچولوی کمتر از دوساله ما داشت با غذایش بازی می‌کرد و سبد سبزی‌ها را دستکاری می‌کرد و...
مهمان ما که روی نظم حساسیت دارشت، مدام می‌گفت: «ببین من سفره را به هم نمی‌ریزم و نشستم غذایم را می‌خورم! تو هم این کار را نکن!»
توی ذهنم تصور کردم که ایشان نشسته‌اند و مثلا کارهای دختر ما را انجام می‌دهند! خدایی تصور بدی بود!
وقتی می‌خواهیم به بچه‌ها بگوییم فلان کار زشت است و از او بخواهیم انجامش ندهد، قبلش باید کمی فکر کنیم و این نکته را در نظر بگیریم که آیا این کار برای بچه‌ها هم  زشت است؟!
بعضی کارها زشت است اما برای بزرگترها، نه برای بچه‌ها!
مثلا زشت است بزرگترها بنشینند سر سفره و با غذایشان بازی کنند و همه چیز را قاطی کنند!
یا مثلا هی دست ببرند توی سفره و سبزی‌ها را یکی یکی بردارند و نگاه کنند و بریزند وسط سفره!!
اصلا از شدت زشتی، خنده‌دار هم نیست!! اما این کارها برای بچه‌ها نه تنها زشت نیست، بلکه بسیار جذاب و مهم بوده و نیاز طبیعی اوست!!
اکثر بچه‌ها، عاشق بازی با غذایشان هستند و سفره که پهن می‌شود، خوراکی‌هایی با رنگ‌های جذاب، به بچه‌ها چشمک می‌زند برای بازی، برای کنجکاوی و آزمایش و کشف!
دوست من، مامان فاطمه کوچولو، یک زیرانداز و یکی دو دست لباس کنار گذاشته، مخصوص مراسم غذا خوردن و بچه آزاد است هرطوری دلش می‌خواهد غذایش را بخورد و بریزد!
دختر ما هم که اجازه داشت تمام این کارها را وسط سفره‌ای که من و پدرش هم کنارش بودیم، انجام بدهد.
دلیل دیگر بعضی بزرگترها برای جلوگیری از بازی با غذا، این است که فکر می‌کنند غذا اسراف می‌شود.
«غذا برای بچه، تنها برای خوردن نیست، برای بازی کردن هم هست. پس وقتی کودک با غذا بازی می‌کند، درست است که میزانی از غذا یا آب، به ظاهر از بین می‌رود، اما از آنجایی که کودک در این بازی خوراک روحی خود را به دست می‌آورد، پس نمی‌توان گفت غذا از بین رفت! ،بدون مبالغه باید گفت از آب و غذ،ا استفاده بهینه شده است!»
پس با خیال راحت بگذارید فرزندتان آزاد باشد تا با سفره، دوست بماند و نیاز روحی‌اش پاسخ بگیرد.

منابع: من دیگر ما نوشته محسن عباسی‌ولدی، جلد سوم .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 24 فروردین 1395
تعداد بازدید: 6146 بار