فطرت

در ادامه مباحث تربیت اسلامی، به بررسی نکاتی پرداخته می‌شود که توجه به آنها در تربیت کودکان، از اهمیت خاصی برخوردار است:

تربیت بر اساس فطرت

از دیدگاه اسلام، انسان بر اساس فطرت الهی خلق شده است. دین اسلام، دین فطرت است و به همین دلیل، باقی و همیشگی است.
خداوند در آیه 30 سوره «روم» می‌فرماید: «پس روی خود را به سوی دین خالص کن که مطابق فطرت خدا است، فطرتی که خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونی نیست. این است دین مستقیم، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.»

فطرت همان سرشت انسان و متفاوت با غریزه است. فطرت از غریزه آگاهانه‌تر بوده و برعکس غریزه، مربوط به مسائلی است که امور انسانی (برتر از امور حیوانی) نامده می‎شود.
از دیدگاه اسلام، انسان در جنبه‌های شناختی و عاطفی، خصوصیات فطری دارد که اکتسابی نیست و همه انسان‌ها آن‌ها را  بر اساس فطرت الهی خود دریافته‌اند. کودک بر اساس فطرت الهی به دنیا می‌آید و تربیت او باید بر اساس همین فطرت پاک باشد. ویژگی‌های فطری عبارتند از:

  • حقیقت‌جویی: نیاز به اینکه باید حقیقت چیزها، امور و جهان را آن‌‎چنان که هست دریابد. (حس کنجکاوی)

  • گرایش‌های اخلاقی: انسان به یک رشته امور علاقمند است که برای او منفعت مادی به همراه ندارد، بلکه تنها به دلیل فضیلت و خیر عقلانی برای او ارزشمندند مانند: گرایش به راستی، پاکی، صداقت و تعاون و تنفر از دروغ.

  • علاقه به جمال و زیبایی: در هر انسانی گرایش به زیبایی یا زیبایی‌آفرینی (هنر) وجود دارد.

  • خلاقیت و ابتکار: ساختن و اختراع، صرف‎نظر از اینکه احتیاج‌های زندگی بشر را برآورده می‌کند، یک گرایش فطری است.

  • عشق و پرستش: در این نوع گرایش که مخصوص انسان است، انسان از حالت عادی خارج می‌شود و توجه او فقط به یک چیز جلب می‌گردد. حتی اگر کسی خود، این حالت را نداشته باشد، آن را در افراد دیگر می‌ستاید و از آن به وجد می‌آید. فطرت انسانی، فنای عشق را در راه معشوق، یک افتخار می‌داند.

پیامبر (ص) در این باره می‎فرمایند: «هر کودکی بر فطرت به دنیا می‌آید، یعنی بر شناخت و معرفت این که خدای عزّوجل خالق اوست و گفته خداست که اگر از آنها بپرسی:د چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده است، می‌گویند: الله.»

تفاوت

توجه به تفاوت‌های فردی

از دیدگاه اسلام، افراد بشر خصوصیات و استعدادهای متفاوت دارند و هر کس از توانایی و ظرفیت معینی برخوردار است. اسلام در مورد رشد و تربیت کودکان، توجه به اصل تفاوت‌های فردی را مورد تأکید و اهمیت قرار می‌دهد و رعایت آن را از صفات خوب والدین به حساب می‌آورد.

رسول اکرم (ص) می‎فرمایند: «خدای رحمت کند کسی را که در نیکی و نیکوکاری به فرزند خویش کمک کند.» راوی حدیث پرسید: «چگونه فرزند خود را در نیکی یاری نماید؟» حضرت در پاسخ فرمودند:

  1. آن‌چه را که کودک در قوه و قدرت داشته و انجام داده است، از او قبول کند.
  2. آن‌چه انجام آن برای کودک سنگین و طاقت فرساست، از او نخواهد.
  3. او را به گناه و طغیان وادار نکند.
  4.  به او دروغ نگوید و در برابر او، مرتکب اعمال احمقانه نشود.

دو دستور اول و دوم، بیانگر این مطلب است که والدین (هر مربی) به توان فرزندان توجه داشته و توقعات و انتظارات خود را متکی بر ظرفیت جسمی و روحی و ذهنی فرزندشان نمایند. رعایت این امر منوط به توجه به روانشناسی رشد کودک و به عبارت دیگر، توجه به ویژگی‌های فرزند در مراحل سه‌گانه رشد است.

در دستور سوم آمده‌ است که «او را به گناه و طغیان وادار نکند»، این جمله به این معنا می‌باشد که رفتارهای والدین موجب لج‎بازی و یا انجام کارهای ناشایست نشود. زمانی کودک لج‎بازی می‌کند که والدین و یا مربی او اولاً نیازهای طبیعی او را برآورده نکنند که در این صورت، کودک با لج‎بازی از آنها انتقام می‌گیرد. ثانیاً والدین موجودیت او را نبینند و به او توجه کافی نداشته باشند. ثالثاً با قیاس‌های نابه‎جا با دیگران، تحقیر شود که برای جبران تحقیر، اقدام به انجام اعمالی می‎کند که توجه دیگران را به خود جلب نماید، هر چند این اعمال منفی و نادرست باشد.

تشویق

توجه به تشویق و پرهیز از تنبیه

اسلام برای رشد و تربیت صحیح و مطلوب فرزندان، استفاده از عامل تشویق و ترغیب را بسیار مهم می‌داند و به‎طور کلی، تربیت را بر مبنای تشویق و تکریم شخصیت افراد قرار می‌دهد.

قرآن که کتاب تربیت است، به تشویق بیش از تنبیه اشاره دارد:

«و پروردگارتان اعلام کرد که اگر مرا سپاس گویید، بر نعمت شما می‌افزایم و اگر کفران کنید، بدانید که عذاب من سخت است.» (سوره ابراهیم، آیه 7)

در آی فوق، ابتدا مسئله «تشویق» و با تأکید فراوان بیان شده و بعد درباره «تنبیه» به‎صورت کلی صحبت شده است.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «عاقل به وسیله ادب، پند می‌پذیرد و این چهارپایانند که جز با زدن، تربیت نمی‌شوند.»

مردی به امام علی (ع) از رفتار ناپسند فرزند خود شکایت کرد. حضرت فرمودند: «او را نزن بلکه با او قهر کن و قهر را طولانی مکن.»

از این سخن چنین بر می‌آید که تنبیه بدنی، درست نیست و در صورت لزوم، باید از مراتب خفیف‌تر تنبیه و آن هم کوتاه مدت استفاده کرد.

البته هدف اسلام این نیست که کودک در یک فضای تربیتی ساختگی و بدون دغدغه خاطر تربیت شود و فقط با جنبه‌های خوشایند و شیرین زندگی آشنا باشد چون زندگی واقعی، نوش و نیش و فراز و نشیب فراوان دارد و کودک را باید تا اندازه‌ای با آنها نیز آشنا کرد تا وقتی بزرگ شد، بتواند در مقابل ناملایمات و سختی‌ها، تحمل و صبر لازم را داشته باشد.

والدین

داشتن برنامه‌ریزی ویژه و توجّه به مقتضیات زمان

رشد و تربیت کودکان و نوجوانان، مستلزم برنامه‌های ویژه‌ای است و اسلام نیز به این منظور، برنامه‌ریزی و به کاربردن روش‌های خاص تربیتی را ضروری می‌داند و معتقد است که رفتار با کودکان، با برخورد با بزرگسالان کاملاً متفاوت است.

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «کسی که کودکی پیش اوست، باید در برخورد با او، کودکانه رفتار کند.»

از سوی دیگر، اسلام سفارش می‌کند که پدران و مادران موظفند در تربیت فرزندان خود، به مقتضیات زمان توجه داشته باشند و شرایط و اقتضای محیط را در نظر بگیرند.

امام علی (ع) می‌فرمایند: «آداب و رسوم زمان خود را با فشار و زور به فرزندان خویش تحمیل نکنید زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده‌اند.»

بهترین پدران و مادران، آن‌هایی هستند که فرزندانشان را بنابر مقتضیات زمان پرورش دهند.
والدین موفق، از دگرگونی‌های زمانه آگاهند و فرزندان خویش را با حفظ ارزش‎های اخلاقی و دینی، هماهنگ با پیشرفت‌های جهانی و همسو با تغییرها و تحولات اجتماعی، تربیت و همراهی می‌کنند. گفتنی است که اهمیت این امر، در زمان ما بیش از هر زمان دیگر است.

منابع: «ماهنامه پیوند»، مقاله «خانواده، تحولات جهانی و مسئولیت‎های اجتماعی» نوشته حیات‎علی سبحانی‎جو، شماره 315، صفحه 22، 1384 . «روانشناسی رشد و یادگیری» نوشته غلام‌عباس سرشورخراسانی، مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی، 1393 .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 23 مرداد 1395
تعداد بازدید: 6323 بار