اضطراب کودک

کودک تا شش ماهگی یا نزدیک به آن، معمولاً از اینکه در آغوش اقوام و یا دوستان خانوادگی باشد، خشنود است. حتی ممکن است وقتی والدینش او را در آغوش شخص دیگری بگذارند، لبخند بزند و با او بازی کند اما بین هفت تا نه ماهگی، نسبت به نزدیک شدن به افراد دیگری غیر از والدینش مقاومت نشان می‌دهد و شاید وقتی شخص دیگری سعی می‌کند او را در آغوش بگیرد، گریه کند و دوباره خودش را در آغوش والدینش بیندازد. در این دوره ممکن است در برخورد با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و حتی پرستارش، احساس اضطراب کند.

این واکنش‌ها بخشی طبیعی از بزرگ شدن کودک و نتیجه‌ رشد آگاهی از دنیای اطرافش است. او، والدین خود را به عنوان افرادی خاص و متفاوت از دیگران تشخیص می‌دهد و با لذت به آنها نگاه می‌کند. کودک احساس خوبی نسبت به آنها دارد و می‌خواهد در کنار آن‎ها باشد، اما با دیگران راحت نیست یا نمی‌تواند به آن‎ها اعتماد کند.

در این سن، کودک همچنین در می‌یابد فقط تا زمانی که چیزی را می‌بیند، آن چیز وجود دارد. بنابراین وقتی والدینش از حوزه‌ دید او خارج می‌شوند، او مضطرب می‌شود و گریه می‌کند و زمانی که به آغوش آن‎ها باز می‌گردد، احساس خوشحالی می‌کند.

این مرحله‌ رشد می‌تواند برای والدین مشکل باشد چون گاهی سبب آشفتگی می‌شود و کمک گرفتن از مهد کودک را سخت می‌کند. یکی از اعضای خانواده یا دوستی که پیشنهاد مراقبت از کودک را داده، ممکن است در مواجهه با گریه‌های شدید کودک، معذب شود.
بعضی از بزرگسالان، والدین را متهم می‌کنند و می‌گویند: «بچه را بیش از حد به خودت چسباندی و او را لوس کرده‌ای!» یا سعی می‌کنند بچه را در آغوش بگیرند و می‌گویند: «من اذیتت نمی‌کنم. تو باید به دیگران هم عادت کنی.»

به یاد داشته باشید وقتی کودکتان وارد این مرحله از رشد می‌شود، اضطراب در برابر غریبه‌ها و در مورد جدایی، طبیعی است. لازم نیست کودک را مجبور کنید دیگران را همراهی کند. او به زودی این کار را مشتاقانه انجام خواهد داد. فقط سعی کنید نیازهایش را رفع کنید و در حالی که او را نگه داشته‌اید، بگذارید دیگران با او حرف بزنند و بازی کنند. می‌توانید به دیگران بگویید که حال آن‎ها را در مقابل آشفتگی و عدم پذیرش فرزندتان درک می‌کنید اما او هم مانند بیشتر بچه‌های هم‎سن خود رفتار می‌کند.

ترس از دیگران

در این مرحله، بسیاری از کودکان هنگام رفتن به مهد کودک یا وقتی پرستار کودک به نزدشان می‌آید، سخت از والدین خود جدا می‌شوند. موقعیت موجود را برای پرستار توضیح دهید و به او بگویید که شاید کودکتان به مراقبت و آرامش بیشتری نیاز دارد. اگر هنگام رفتن شما، کودکتان گریه می‌کند، شاید جدا شدن برای شما هم سخت شود. در این شرایط، پرستار مجبور است حواس او را پرت کند. اگر دوست دارید اطمینان پیدا کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود، بعد از رفتن از مهد کودک، به آنجا تلفن بزنید و احوال او را بپرسید.

شاید گاهی تلاش کنید وقتی حواس کودکتان به چیز دیگری پرت شده و از رفتن شما بی‎خبر است، مهد کودک را ترک کنید. هر چند این کار در ابتدا جلوی ریزش اشک‌های ناگهانی او را می‌گیرد اما شاید وقتی متوجه شود که رفته‌اید، واکنشی همراه با تعجب و ترس از خود بروز دهد. همیشه یک خداحافظی سریع بهتر است.

کودک کم‌کم به وجود دیگران عادت می‌کند و می‌بیند که ترس او از غریبه‌ها و جدا شدن کمتر می‌شود و زمانی می‌رسد که او با شادمانی به سوی شخصی می‌رود که به استقبالش می‌آید. طی این مرحله، او کم‌کم احساس آرامش را به دست می‌آورد و با دیگران ارتباط برقرار می‌کند.


منابع: «راهنمای کامل والدین (1)»، نوشته جنت گالانت و رابین گلداستین، ترجمه مینا اخباری‏‎آزاد، انتشارات صابرین، 1392 .

منتشر کننده: الو مامان

تاریخ انتشار: 02 آذر 1395
تعداد بازدید: 4425 بار